اولین قدم
وقتی شانه های کوچکت پناهگاه استوار روح پریشانم
میشود
لذت لمس پیکر معصوم تر از باران توست که مرا وا می دارد
به
دوست داشتنت
وقتی دستهای کوچک فرشته گونه ات را بر صورت نگرانم
میکشی
شرمسار میشوم که تو پاداش کدامین عبادت به جا ناورده ام
هستی
اینگونه خوب و پاک و بزرگ . . . . !
93/12/14
امروز اولین گام های زندگیت رو برداشتی خونه بابابزرگ
بعد از تمرین های مکرر برای ثابت ایستادن اقدام به قدم برداشتن کرد و در مقابل چشم های
مشتاق ما چندین قدم پیاپی برداشتی و تلاش کردی و تلاش کردی مرتب زمین میخوردی و دوباره قد
راست میکردی.تا 9 قدم برداشتی و همین امشب راه رفتن را آغاز کرد.
خیلی خوشحالم در واقع در پوست نمی گنجم اولین قدم های شما روحم رو تازه کرد.
چه لذتی دارد به بار نشستن تلاش های مداوم.با خودم می اندیشم کاش من نصف این پشتکار را داشتم
این هم یه عکس از امشب

یه روز خوب خدا
نی نی بلند شد از جا
جیغ می زدو می خندید
او شروع کرد به تاتا
می خورد زمین پا می شد
نی نی خسته نمی شد
می افتاد و می خندید
دو باره سرپا می شد
مامان جون مهربون
بابا با لب خندون
کف زدن های اونا
چه کیفی داره آخ جون
چه حالی داره کودک
راه می ره بی رو رو وک
تاتا تاتا می کنه
می ره بدون کمک



الهی شکر
الهی هزارن بار شکر
قدمهات گلبارون پا کوچولوی مامان و بابا





اولین قدم 

